Lamana

وقتی CPA پایین دروغ می‌گوید

وقتی CPA پایین دروغ می‌گوید

تاریخ انتشار:

  • CPA پایین دقیقاً چه چیزی را می‌شمارد؟
  • چرا الگوریتم بدون اینکه کسی اشتباه کند به اینجا می‌رسد؟
  • کدام سه علامت باید نگرانتان کند؟
  • عددهای کیس‌های خود ما چه چیزی را نشان می‌دهند و چه چیزی را نه؟
  • گروه کنترل: تنها راهی که واقعاً جواب می‌دهد
  • اگر بازار پرنوسان باشد، این آزمون‌ها باز هم به کار می‌آیند؟
  • کجا CPA پایین واقعاً خبر خوبی است
  • درباره افزایش واقعی چه چیزی را نمی‌توانیم بگوییم؟
  • آزمون خریدار ازپیش‌آماده: سه عدد از گزارش ماه قبل
  • از شنبه چه کار کنید؟
  • جمع‌بندی: CPA پایین یعنی ارزان خریدید، نه اینکه درست خریدید

اگر بودجه پرفورمنس دست شماست، احتمالاً این گزارش را زیاد دیده‌اید. هزینه به ازای جذب مشتری (cost per acquisition یا CPA) ماه‌به‌ماه پایین‌تر آمده است و همه از آن راضی‌اند. در جلسه بودجه، CPA پایین بهترین خبری است که می‌شود شنید.

پاسخ معمول هم روشن است. کانالی که ارزان‌تر مشتری می‌آورد، سهم بیشتری از بودجه می‌گیرد. منطقی به‌نظر می‌رسد و تقریباً همه همین کار را می‌کنند.

ولی نکته اینجاست که CPA فقط هزینه خریدهایی را می‌شمارد که اتفاق افتاده‌اند. نمی‌گوید کدامشان به‌خاطر تبلیغ اتفاق افتاده‌اند. هرچه تبلیغ دقیق‌تر سراغ کسانی برود که از قبل قصد خرید داشتند، CPA بهتر می‌شود و ارزش واقعی کمتر. فروش کل هم معمولاً در گزارش دیگری است، پس کسی این دو عدد را کنار هم نمی‌گذارد.

حرف این نوشته این است: یک CPA خیلی پایین گاهی فقط یعنی بابت تصمیم‌هایی پول می‌دهید که بدون شما هم گرفته می‌شد. تنها راه فهمیدنش افزایش‌سنجی (incrementality) با گروه کنترل است. نسخه‌های ارزانش هم بیشتر از آنچه فکر می‌کنید در دسترس است.

شواهدش چیست؟ بیایید صریح باشیم. هیچ کیس‌استادی عمومی‌ای نداریم که این استدلال را ثابت کند، و این تصادفی نیست. آرشیو هیچ آژانس تولید محتوا و رسانه‌ای، نه لامانا ایران و نه رقبایمان، آزمون افزایش‌سنجی با گروه کنترل ندارد. دلیلش ساده است: هیچ مشتری‌ای پول نمی‌دهد که نصف بازارش عمداً از کمپین محروم بماند. پس هر آژانسی که به شما بگوید «افزایش سنجیده‌شده» تحویل می‌دهد، یا آزمونی اجرا کرده که باید نشانتان بدهد، یا دارد اسم CPA را افزایش گذاشته است. استدلال ما به منطق خود سیستم‌های تبلیغاتی تکیه دارد، و به عددهایی که کیس‌های خودمان گزارش کرده‌اند و نکرده‌اند.

در ادامه این موارد را بررسی می‌کنیم:

  • CPA پایین دقیقاً چه چیزی را می‌شمارد و چه چیزی را نه
  • چرا الگوریتم بدون اشتباه کسی به اینجا می‌رسد
  • سه علامتی که باید نگرانتان کند
  • عددهای کیس‌های خود ما چه می‌گویند و چه نمی‌گویند
  • سه آزمون ارزان، و دو اعتراض جدی به آن‌ها
  • کجا CPA پایین واقعاً خبر خوبی است
  • یک آزمون سه‌عددی روی گزارش ماه قبل‌تان

CPA پایین دقیقاً چه چیزی را می‌شمارد؟

CPA هزینه خریدهایی را اندازه می‌گیرد که اتفاق افتاده‌اند، نه خریدهایی که به‌خاطر تبلیغ اتفاق افتاده‌اند. هرچه تبلیغ شما دقیق‌تر کسانی را هدف بگیرد که از قبل قصد خرید داشتند، CPA بهتر می‌شود و ارزش واقعی کمتر.

یعنی یک CPA بسیار پایین، بیشتر از آنکه علامت موفقیت باشد، ممکن است علامت این باشد که بابت تصمیم‌های دیگران پول می‌دهید. تصمیم‌هایی که بدون شما هم گرفته می‌شد.

چرا الگوریتم بدون اینکه کسی اشتباه کند به اینجا می‌رسد؟

هیچ‌کس این وضعیت را عمداً نمی‌سازد. سیستم‌های تبلیغاتی خودشان آن را می‌سازند، آن هم دقیقاً چون خوب کار می‌کنند.

به الگوریتم بهینه‌سازی گفته‌اید خرید را بیشینه کند. پس دنبال کسانی می‌گردد که بیشترین احتمال خرید را دارند. حالا چه کسی بیشترین احتمال را دارد؟ کسی که همین حالا هم قصد خرید دارد. اسم برند شما را جست‌وجو کرده است، سبد خریدش را نیمه‌کاره رها کرده است، یا ماه پیش از شما خریده است.

تور ماهیگیری که داخل سطلی پر از ماهی روی اسکله پایین می‌رود و دریای پشتش از نور نئون ساحل سرخابی و فیروزه‌ای شده است

الگوریتم دقیقاً همان کاری را می‌کند که از آن خواسته‌اید. مشکل در خود خواسته است. «خرید را بیشینه کن» با «خریدهایی را بیشینه کن که بدون تو اتفاق نمی‌افتادند» یکی نیست، و سیستم فقط اولی را می‌بیند.

نتیجه یک دور باطل آرام است. CPA بهتر می‌شود، پس بودجه بیشتری به آن کانال می‌دهید. الگوریتم عمیق‌تر سراغ همان مخاطبی می‌رود که از قبل مایل بود، و CPA باز هم بهتر می‌شود. همه‌چیز در داشبورد عالی است، ولی فروش کل تکان نمی‌خورد.

نمایشگری با میله‌های فیروزه‌ای رو به بالا و پشتش انباری در نور سرخابی که ردیف کارتن‌هایش همان ارتفاع قبلی را دارند

همین الگو در سمت تبلیغات هم دیده می‌شود. تبلیغ محصول‌محور بعد از یک نقطه، شناختی را می‌خرد که خریدار از قبل داشت؛ درست مثل CPA که خریدی را می‌شمارد که از قبل قرار بود اتفاق بیفتد.

کدام سه علامت باید نگرانتان کند؟

سه الگو در گزارش‌ها هست که ارزش دارد هر ماه سراغشان بروید:

  • CPA پایین می‌آید ولی فروش کل ثابت می‌ماند. این واضح‌ترین علامت است و از همه بیشتر نادیده گرفته می‌شود، چون دو عدد در دو گزارش جدا هستند
  • سهم ریتارگتینگ (retargeting یا remarketing) از بودجه بالا می‌رود و کسی تصمیمش را نگرفته است. ریتارگتینگ طبق تعریف سراغ کسی می‌رود که از قبل با شما تماس داشته است، پس طبیعی است CPA آن از بقیه بهتر باشد. این ویژگی خود ریتارگتینگ است، نه دستاورد
  • کمپین جست‌وجوی نام برند (branded search) بهترین بازگشت را دارد. کسی که اسم شما را جست‌وجو می‌کند، بدون تبلیغ هم پیدایتان می‌کرد

هیچ‌کدام از این سه به‌تنهایی ثابت نمی‌کند مشکلی هست. ولی وقتی کنار هم بیایند، الگویی می‌سازند که باید درباره‌اش سؤال کرد.

عددهای کیس‌های خود ما چه چیزی را نشان می‌دهند و چه چیزی را نه؟

بیایید همین سؤال را از آرشیو خودمان بپرسیم. لامانا ایران پری‌رول‌های محصول‌محور ساویز (برند آرایشی و بهداشتی) را ساخته است. این ویدیوها بیننده را مستقیم به صفحه خرید در سایت خود برند و خانومی می‌بردند. صفحه کیس می‌گوید در یک ماه بیش از ۵۰ میلیون بازدید ثبت شد و «هزینه کلیک به ۸۰۰ تومان کاهش یافت». همان صفحه می‌گوید ترافیک و نرخ تبدیل صفحات فروش «به طور قابل‌توجهی» بالا رفت.

دستی که شب در آپارتمانی در تهران گوشی را گرفته و نور فیروزه‌ای صفحه روی بطری آرایشی بی‌نشان کنارش افتاده است

این عددها واقعی‌اند. برای هدفی که صفحه کیس اعلام کرده، یعنی ترافیک بیشتر به صفحات خرید، عددهای خوبی هم هستند. ولی هیچ‌کدامشان نمی‌گوید چند نفر از آن خریداران بدون پری‌رول هم ساویز را می‌خریدند. صفحه کیس چنین چیزی نمی‌گوید و ما هم حدس نمی‌زنیم.

کمپین شش‌ماهه مانا (برند ماکارونی) هم همین وضع را دارد، فقط در مقیاس بزرگ‌تر. در آن کمپین اینستاگرام، پادکست، تبلیغات گوگل و کمپین‌های کلیکی هم‌زمان کار می‌کردند. در اردیبهشت ۱۴۰۴ تبلیغات کلیکی ۲۵٫۵ میلیون ایمپرشن و ۳۵ هزار کلیک گرفتند. گزارش کلیک فقط یک ردیف از این ماجراست. نمی‌تواند بگوید چه سهمی از آن کلیک‌ها را بقیه کانال‌ها از قبل ساخته بودند.

نرخ کلیک (click-through rate یا CTR) ۰٫۲ درصدی پری‌رول‌های آفتاب (برند روغن خوراکی) را هم همین‌طور گزارش کرده‌ایم. خلاصه اینکه این وضع خاص ما نیست. کیس‌استادی هر آژانسی همین شکل را دارد: عدد کارایی، بدون گروه کنترل. به همین دلیل وقتی آژانسی از اثربخشی تبلیغات حرف می‌زند، اولین سؤالتان باید این باشد که گروه کنترلش کجاست.

گروه کنترل: تنها راهی که واقعاً جواب می‌دهد

پاسخ ساختاری این است که بخشی از مخاطب را عمداً از تبلیغ محروم کنید و بعد دو گروه را با هم مقایسه کنید. این همان گروه کنترل (holdout) است.

این کار ناخوشایند است، چون یعنی عمداً به بخشی از بازار تبلیغ نمی‌رسانید. در گزارش هم شبیه هدررفتن بودجه به‌نظر می‌رسد. ولی تنها چیزی است که تفاوت «خرید» و «خرید به‌خاطر تبلیغ» را نشان می‌دهد.

خبر خوب اینکه لازم نیست آزمایش کامل علمی اجرا کنید. ساده‌ترین نسخه خاموشی جغرافیایی است. یک منطقه را دو هفته از کمپین بیرون بگذارید و فروشش را با منطقه‌ای همسان مقایسه کنید.

دو محله مینیاتوری یکسان کنار هم؛ یکی در نور سرخابی و دیگری در نور فیروزه‌ای

دو نسخه دیگر هم هست: خاموشی زمانی و پله بودجه. جدول زیر هر سه را کنار هم گذاشته است.

سه نسخه ارزان گروه کنترل؛ هیچ‌کدام دقیق نیست، ولی همه از CPA دقیق‌ترند
روشچه کار می‌کنیدبه کدام عدد نگاه می‌کنیداگر تفاوتی نبود
خاموشی جغرافیایییک منطقه را دو هفته از کمپین بیرون می‌گذاریدفروش آن منطقه در برابر فروش منطقه همسانکمپین در آن منطقه احتمالاً خرید تازه‌ای نمی‌ساخت
خاموشی زمانییک کانال را یک دوره کامل متوقف می‌کنیدفروش کل، نه گزارش خود آن کانالآن کانال احتمالاً بیشتر خریدهای ازپیش‌آماده را می‌شمرد
پله بودجهبودجه یک کانال را در یک دوره نصف می‌کنیدفروش کل در همان دورهنصف دیگر بودجه هم احتمالاً کار نمی‌کرد

هیچ‌کدام دقیق نیستند. ولی همه‌شان از CPA دقیق‌ترند.

اگر بازار پرنوسان باشد، این آزمون‌ها باز هم به کار می‌آیند؟

اعتراض جدی اول این است: در بازاری با نوسان زیاد (تغییر قیمت، تغییر موجودی کالا، فصل) گروه کنترل هم آلوده می‌شود و مقایسه دیگر جور درنمی‌آید.

این حرف درست است و نمی‌خواهیم کوچکش کنیم. نوسان دقت این آزمون‌ها را کم می‌کند. ولی همان نوسان دقت CPA را هم کم می‌کند؛ فقط CPA این را نشان نمی‌دهد. عددی تمیز تحویلتان می‌دهد که تمیز نیست. بین دو اندازه‌گیری پرنویز، آن که نویزش را نشان می‌دهد بهتر است.

دو عقربه‌سنج با صفحه بی‌علامت زیر نور نئون؛ عقربه یکی ساکن است و عقربه دیگری در کمانی محو می‌لرزد

اعتراض دوم: کسب‌وکار کوچک آن‌قدر فروش ندارد که آزمون نتیجه قابل‌اتکایی بدهد. این هم درست است. پاسخ صادقانه این است که در آن مقیاس، افزایش‌سنجی دقیق در دسترس نیست. ولی همان‌جا هم می‌شود سهم ریتارگتینگ و کمپین نام برند را دید. بعد بپرسید چه بخشی از بودجه خرج کسانی می‌شود که به‌هرحال می‌آمدند.

کجا CPA پایین واقعاً خبر خوبی است

همه CPAهای پایین دروغ نمی‌گویند. در این سه وضعیت، عدد پایین معمولاً همان چیزی است که نشان می‌دهد:

  • محصولات گران با خرید نادر. وقتی چرخه تصمیم بلند است، بیشتر تماس‌ها واقعاً اثر دارند و ریتارگتینگ کار واقعی انجام می‌دهد
  • برندهای کاملاً تازه. وقتی هنوز کسی شما را نمی‌شناسد، کسی هم نیست که «به‌هرحال» از شما بخرد
  • کمپین‌های تخفیفی برای خالی‌کردن انبار. آنجا هدف خرید افزایشی نیست؛ هدف این است که خرید زودتر اتفاق بیفتد

درباره افزایش واقعی چه چیزی را نمی‌توانیم بگوییم؟

باز هم صریح بگوییم: در آرشیو عمومی‌مان هیچ آزمون افزایش‌سنجی نداریم که این استدلال را با داده پشتیبانی کند. ادبیات incrementality و holdout بیرون از ایران گسترده است. ما به آن ارجاع می‌دهیم، ولی نمی‌گوییم نتایجش مستقیم به بازار ایران منتقل می‌شود.

این را هم نمی‌دانیم که در بازار ایران چه سهمی از بودجه‌های پرفورمنس خرج مخاطبی می‌شود که از قبل مایل بود. حدس داریم، ولی حدس را عدد نمی‌کنیم. همین احتیاط را درباره ایمپرشن‌هایی که مدل‌شده‌اند نه شمرده‌شده هم به خرج داده‌ایم.

آزمون خریدار ازپیش‌آماده: سه عدد از گزارش ماه قبل

گزارش ماه گذشته را باز کنید. سه عدد را کنار هم بنویسید: سهم بودجه در ریتارگتینگ، سهم بودجه در کمپین نام برند، و تغییر فروش کل نسبت به دوره قبل.

اگر دو عدد اول بالا هستند و عدد سوم صفر است، CPA خوبتان دارد چیزی را توصیف می‌کند که بدون شما هم اتفاق می‌افتاد.

از شنبه چه کار کنید؟

یک خاموشی کوچک برنامه‌ریزی کنید: یک منطقه یا یک دوره، به مدت دو هفته. نتیجه‌اش هرچه بود، در همان سندی بنویسید که تصمیم بودجه فصل بعد از آن درمی‌آید. اگر هنوز چنین سندی ندارید، در کدام عدد تصمیم می‌سازد و کدام فقط گزارش است گفته‌ایم چطور ساخته می‌شود.

این ارزان‌ترین اطلاعاتی است که می‌توانید بخرید، و تقریباً هیچ‌کس آن را نمی‌خرد.

جمع‌بندی: CPA پایین یعنی ارزان خریدید، نه اینکه درست خریدید

چیزی که باید از این نوشته به جلسه بودجه ببرید یک تفکیک است. یک طرف کسی است که به‌خاطر تبلیغ شما خرید. طرف دیگر کسی است که به‌هرحال می‌خرید و تبلیغ فقط سر راهش بود. CPA هر دو را یکسان می‌شمارد. چون گروه دوم ارزان‌تر جذب می‌شود، هرچه سهمش بیشتر شود عدد بهتر به‌نظر می‌رسد.

یعنی همان معیاری که فکر می‌کنید کارایی را نشان می‌دهد، می‌تواند شما را دقیقاً به سمت اشتباه هل بدهد. راه‌حل معیار تازه نیست. راه‌حل این است که قبل از خرج‌کردن بدانید کدام بخش از بودجه تقاضای موجود را می‌خرد و کدام بخش تقاضای تازه می‌سازد. این تفکیک همان‌جایی به کار می‌آید که ترتیب کانال‌ها را تعیین می‌کنید.

ما در لامانا ایران این را از آرشیو خودمان می‌دانیم. پری‌رول‌های ساویز هزینه کلیک را به ۸۰۰ تومان رساندند و کمپین مانا در شش ماه به بیش از ۵۵ میلیون کاربر رسید. ولی هیچ‌کدام از این عددها به‌تنهایی نمی‌گوید چند خرید بدون تبلیغ هم اتفاق می‌افتاد. به همین دلیل کار ما در تبلیغات آنلاین و دیجیتال مارکتینگ از یک سؤال شروع می‌شود: این بودجه قرار است تقاضای تازه بسازد یا تقاضای موجود را جمع کند؟

اگر این بحث برایتان جالب بود، سه نوشته دیگر همین خوشه ادامه‌اش هستند: کدام عدد تصمیم می‌سازد، پیش‌نیاز هر کانال، و سقف تبلیغ محصول‌محور.

می‌خواهید بدانید چه سهمی از CPA فعلی‌تان بابت تقاضای موجود پرداخت می‌شود؟ ساختار کمپینتان را برای تیم لامانا ایران بفرستید.

Related Posts

ارتباط با ما